|
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شهری بخوان که با او رطل گران توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد قد خمیده ی ما سهلت نماید اما بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد اهل نظر دو عالم با یک نظر ببازند عشقست و داو اول بر نقد جان توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست گر راهزن تو باشی صد کاروان توان زد حافظ بحق قرآن کز شید و رزق بازآی باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد (حافظ)
|+| نوشته شده توسط امیر در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 12:0 مهتاب عشق . . . . . . .
ای مهتاب عشق بتاب
|+| نوشته شده توسط امیر در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 9:24 |
|


